آن سوی رشته کوه های البرزپس ازدود و ودم تهران و جاده ی پرپیچ وخم وپرازتونل چالوس سرزمینی سبزونمناک همچون گردنبند زمرد درکنار دریای کاسپین دلربایی می کند. از شهر و دود وکوه و جنگل باید گذشت تا به کناره دریا رسید.دریایی کهن که کناره پهن و گسترده اش برای تمام مردم ایران جا دارد واین کناره نقش ردپای ییشتر مردم را به خود دیده است. از جاده و کوه جنگل که میگذری نام خزر شهر و خزر آباد و خزر دره و... را می بینی اما نام کاسپین کم پیداست و به جز چند فروشگاه و ... زیاد به چشم نمی خورد. گرچه شماری از مردم این دریا را کاسپین یا مازندران می خوانند اما بیشتر انان به خزر میشناسند و حتی این نام را بر فرزندان خود نیز میگذارند. این در حالی است که خزر نام قومی بربرستیزه جو و غیر ایرانی است که در بین شمال باختری دریای کاسپین و دریای سیاه سکونت داشتند. این قوم که در درازنای تاریخ به قومی وحشی مشهورند. در حدود سده ششم میلادی حکومت مستقلی به وجود آوردند و کشور خود را خاقانات خزر نامیدند. آنان پس از تشکیل فرمانروایی مستقل یورش به اقوام همسایه را که بیشتر مردمان اسلاو بودند آغاز کردند وهر از گاهی نیززیان هایی به بخش های شمالی امپراتوری ساسانی میرساندند تا انکه برای جلوگیری از یورشهای این قوم وحشی به دستور کیخسروانوشیروان

دیواری بزرگ درشهردربند ساخاه شد که سنگ نبشته این دستورنیزهمچنان برجاست.تا آن که درسده ی نه و ده میلادی با یورش اقوام روس خزرها سرزمین هایشان راازدست دادند وبه سوی اروپای خاوری گریختند.
اما کاسپین که دربسیاری اززبان های جهان برای اشاره به این دریاچه به کارمی رود ازنام قوم ایرانی وسفید پوست کاسپی گرفته شده است که ابتدا در کرانه های باختری تا جنوب باختری دریاچه ساکن بوده اند وکم کم تا کرانه های جنوبی آمدند. ازدیدگاه قوم شناسی نیزبر پایه پزوهش جدیدی که درباره ی زنتیک مردمان جنوبی این دریا شده چنین گواهی شده که مردمان گلیک زبان همگی از سوی پدری از نوادگان مردمی هستند ازباختر دریا آمدند.
بودن شهری به نام دروازه کاسپین(دربند)در ورودی سرزمین باستان تبرستان(که هم اکنون دراستان تهران است)گواهی دیگربراین ادعاست.نام های کاشان وقزوین نیزبیانگراین موضوع اند کاسپین نام جهانی و حقیقی این دریا است.