این همه خلق را که شما ببینید، بدین چندین بسیاری، این همه را خالقی است که آفریدگار ایشان است و نعمت بر ایشان از وی است. آفریدگار را بباید پرستیدن و بر نعمت او سپاس‌داری باید کردن.
معنی: این همه آدم‌هایی که می‌بینید، همه این‌ها آفریننده‌ای دارند که آن‌ها را آفریده است و به همه آن‌ها نعمت‌های زیادی بخشیده است. شایسته است که خداوند را ستایش کنیم و نسبت به نعمت‌های او شکرگزار باشیم.

اندیشه کردن اندر کار خالق و مخلوق، روشنایی افزاید اندر دل و غفلت از این و نااندیشیدن، تاریکی افزاید اندر دل و نادانی، گمراهی است.
معنی: اندیشیدن و فکر کردن در کار خدا و آفریده‌هایش، به دل روشنی می‌دهد و بی‌توجهی به آن و فکرنکردن به آن باعث گمراهی و نادانی انسان می‌شود.

باد بهاری وزید از طرف مرغزار *** باز به گردون رسید، ناله هر مرغ زار
معنی: باد بهاری از سمت چمنزار وزید و دوباره آواز سوزناک پرندگان به آسمان بلند شد.

خیز و غنیمت شمار، جنبش باد ربیع *** ناله موزون مرغ، بوی خوش لاله زار
معنی: بلند شو و قدردان فصل بهار و آواز پرندگان و بوی خوش گل‌ها در دشت لاله باش.

هر گل و برگی که هست، یاد خدا می‌کند *** بلبل و قمری چه خواند؟ یاد خداوندگار
معنی: گل‌ها و برگ‌ها در حال ستایش خداوند هستند. بلبل و قمری در آواز خود چه می‌خوانند؟ یاد و ستایش خداوند.

برگ درختان سبز در نظر هوشیار *** هر ورقش دفتری‌ست، معرفت کردگار
معنی: از نظر انسان خردمند و دانا هر برگ درخت مانند دفتری است که بزرگی خداوند را به ما میشناساند.

معنی کلمات درس معرفت کردگار فارسی ششم

خلق: مردم، انسان، آفریده
پرستیدن: عبادت کردن، ستایش کردن
سپاس داری: سپاس گزاری، شکرگزاری
مخلوق: خلق شده، آفریده شده
غفلت: بی خبری، فراموشی کردنمرغزار: چمنزار،سبزه زار
گردون: آسمان
زار: ناتوان، نالان
خیز: برخیز، بلند شو
غنیمت شمار: قدر فرصت را دانستن
جنبش: حرکت و تکان
ربیع: بهار
موزون: آهنگین، دارای وزن
لاله زار: جایی که لاله فراوان می روید
قُمری: نوعی پرنده کوچکتر از کبوترهوشیار: باهوش، عاقل
دفتر: در اینجا منظور کتاب است
معرفت: شناخت، دانش
کردگار: آفریننده، خالق

هم خانواده درس معرفت کردگار فارسی ششم

فکرت : افکار
فضل : فاضل
معرفت : عرفان – معارف
غفلت : غافل
خلق : مخلوق – خالق

مخالف کلمات درس معرفت کردگار فارسی ششم

هوشیار : ناآگاه
آزار : محبت
هرگز : همیشه
زار : توانا و قوی
غفلت : دانایی – توجه کردن
هوشیار : نادان